چیزی پیدا نشد
متاسفیم، محتوایی مناسب جستجوی شما یافت نشد

subject-title

Do you post as a brand? Or do you attribute your social posts to individual team members? For example, it’s common for customer service social accounts to use initials to indicate which team member is replying to a public message. If this is how you approach customer comments, be sure to outline this in your social media style guide.
2024/01/01

subject-title

یک مشتری بزرگ دیگر به جمع مشتریان مای دیتا اضافه شد. شهرداری اصفهان از سال ۱۳۹۲ با بررسی BPMS های داخلی و خارجی، سعی در نصب و راه اندازی سامانه ای برای پیاده سازی فرآیندهای خود داشت. در سال ۱۳۹۷ به این نتیجه رسید که بهترین سامانه ای که می تواند نیازهایش را پاسخگو باشد oracle suite است، ولی به دلیل عدم وجود پشتیانی کافی، نبود متخصص جهت طراحی فرآیند بر بستر آن محصول، عدم امکان توسعه و نگرانی بابت سوء استفاده از داده های ذخیره شده، از آن استفاده نشد. در این دوسال اخیر با جدیت فراوان محصولات مختلفی را بررسی کرده و با فیلتر کردن محصولات داخلی و خارجی، از ۲۲ شرکت داخلی و خارجی دعوت به برگزاری جلسه ارائه ویژگیهای سامانه های آنها داشت. سرانجام کارشناسان فنی شهرداری، با برگزاری جلسات فنی مختلف و مشورت با مشتریان شرکت مای دیتا، به این نتیجه رسیدند که #MyProcess_BPMS پاسخ گوی نیاز آنها خواهد بود. در نتیجه با عقد چندین قرارداد، از یک ماه قبل اقدامات نیازسنجی، تحلیل و پیاده سازی فرآیندهای شهرداری اصفهان کلید خورد. تصویر: ارائه #MyProcess_BPMS به جناب آقای دکتر قاسم زاده شهردار اصفهان
2024/01/01
این سامانه ها را با سورس از ما تحویل بگیرید و تغییرات دلخواه خود را بدون وابستگی به شرکت و به سادگی، انجام دهید.
بر پایه BPMN












سامانه های ملی مختلف در کشور بر پایه MyProcess BPMS
پیاده سازی صدها فرآیند در حوزه های مختلف از جمله





















برای افزودن متن مورد نظرتان اینجا کلیک کنید
ناب چیست؟
ناب به مفهوم تولید/عملیات کارآمد است که از سیستم تولید تویوتا در اواسط قرن بیستم رشد کرد. این بر اساس فلسفه تعریف ارزش از دیدگاه مشتری، و بهبود مستمر روش ارائه ارزش، با حذف هر گونه استفاده از منابعی است که اتلاف میکند یا به ارزش هدف کمک نمیکند. ناب بر حفظ ارزش با کار کمتر متمرکز است. با هدف نهایی ارائه ارزش کامل به مشتری از طریق فرآیند خلق ارزش عالی که اتلاف آن صفر است. این کار با توانمندسازی هر کارگر فردی برای دستیابی به پتانسیل کامل خود و در نتیجه انجام بیشترین سهم ممکن انجام میشود.
هدف توانمندسازی مبتنی بر ایده، احترام به مردم است. احترام به مردم فراتر از مشتری نهایی است و میتواند شامل کارگران، تأمینکنندگان و جامعه شود. برای مشتری نهایی، Lean در تلاش است تا ارزش تحویل را به حداکثر برساند و در عین حال ضایعات را در این فرآیند به حداقل برساند. هدف Lean به حداکثر رساندن پتانسیل انسانی با توانمندسازی کارگران برای بهبود مستمر کارشان است. رهبران ناب این هدف را از طریق آموزش حل مسأله تسهیل میکنند. آنها به کارگران کمک میکنند تا از نظر حرفهای و شخصی رشد کنند و به آنها اجازه میدهند به کار خود افتخار کنند.
در قلب فلسفه ناب، مفهوم \”کایزن\” یا بهبود مستمر است. هدف از بهبود مستمر حذف تمام ضایعات در فرآیند تحویل ارزش است. برای انجام این کار، رهبران ناب باید به جایی بروند که ارزش ایجاد میشود – که معمولاً به عنوان gemba شناخته میشود. در gemba، آنها اغلب وقت خود را صرف مربیگری و توسعه افراد خود میکنند. آنها کارگران را تشویق میکنند تا به طور فعال مشکلات را شناسایی کرده و به دنبال فرصتهایی برای بهبود باشند.
تاریخچه ناب
برای درک تاریخچه Lean، باید به شروع تولید مدرن برگردیم. هنری فورد اولین کسی بود که واقعاً یک سیستم تولیدی به نام «تولید انبوه» را ادغام کرد که مقادیر زیادی از محصولات استاندارد را تولید میکرد. فورد چیزی را ایجاد کرد که او آن را تولید جریانی نامید که شامل حرکت مداوم عناصر در فرآیند تولید است. فورد از تولید انبوه برای ساخت و مونتاژ اجزای وسایل نقلیه خود در عرض چند دقیقه به جای چند ساعت یا چند روز استفاده کرد. برخلاف تولید صنایع دستی، سیستم تولید انبوه اجزای کاملاً متناسبی را ارائه میدهد که قابل تعویض هستند. این فرآیند بسیار موفقیتآمیز بود و به شرکت فورد اجازه داد تا بیش از ۱۵ میلیون خودرو مدل T بین سالهای ۱۹۰۸ و ۱۹۲۷ تولید کند. در طول جنگ جهانی دوم، ارتش ایالات متحده سیستم تولید انبوه فورد را به کار گرفت.
در سال ۱۹۲۶، ساکیچی تویودا شرکت بافندگی خودکار تویودا را تأسیس کرد. چندین سال بعد، زمانی که این شرکت شروع به تولید خودرو کرد، نام خود را به تویوتا تغییر داد. در سال ۱۹۵۰، ایجی تویودا، برادرزاده ساکیچی، در یک بازدید سه ماهه از کارخانه روژ فورد در دیربورن، میشیگان شرکت کرد. در آن زمان، تأسیسات دیربورن، پیچیدهترین و بزرگترین مرکز تولیدی فورد بود. حدود ۸۰۰۰ خودرو در روز تولید میکرد در حالی که تویوتا تنها ۲۵۰۰ خودرو در سال تولید میکرد.
پس از مطالعه سیستم تولید فورد، ایجی تویودا متوجه شد که سیستم تولید انبوه استفاده شده توسط فورد نمیتواند توسط تویوتا استفاده شود. بازار ژاپن برای تولید انبوه بسیار کوچک و متنوع بود. نیازهای مشتری از خودروهای جمع و جور تا لوکسترین وسایل نقلیه متغیر بود. سیستم تولید انبوه فورد به جای صدای مشتری بر میزان تولید متمرکز بود. تویوتا با Taiichi Ohno همکاری کرد تا وسیلهای جدید تولید کند. آنها به این نتیجه رسیدند که از طریق ماشینهایی با اندازه مناسب برای حجم واقعی مورد نیاز و معرفی ماشینهای خود نظارتی، میتوانند محصولات را سریعتر، قیمت پایینتر، کیفیت بالاتر و مهمتر از همه تنوع بالاتر تولید کنند! Ohno با چالش تجارت بین بهره وری و کیفیت روبرو شد. آزمایشات او منجر به توسعه چندین ایده جدید شد که به \”سیستم تولید تویوتا\” معروف شد.
سیستم تولید تویوتا
سیستم تولید تویوتا (TPS) بر اساس دو مفهوم ایجاد شده است: اولین مفهوم \”Jidoka\” نامیده میشود (می توان آن را به راحتی به عنوان \”اتوماسیون با لمس انسان\” ترجمه کرد) به این معنی که هنگام بروز مشکل، تجهیزات بلافاصله متوقف میشود و از نقص جلوگیری میکند. محصولات حاصل از تولید دوم مفهوم «در زمان» است که در آن هر فرآیند تنها آنچه را که فرآیند بعدی در یک جریان پیوسته مورد نیاز است، تولید میکند.
با Jidoka، تجهیزات در صورت بروز مشکل متوقف میشوند. این به یک کارگر اجازه میدهد تا بسیاری از ماشینها را به صورت بصری نظارت کرده و به طور مؤثر کنترل کند. با به وجود آمدن مشکلات، کارگران باید فوراً آنها را حل کنند در غیر این صورت کل خط تولید متوقف میشود. این مسأله مشکلات را به سطح میآورد و شناسایی و حل مشکلات را در ریشههای آنها ترویج میکند.
ایده پشت \”Just-in-Time\” ساده است – فقط \”آنچه را که لازم است، زمانی که لازم است و به مقدار مورد نیاز\” بسازید. تویوتا با استفاده از Just-in-Time قادر است محصولات با کیفیت بالا را به طور کارآمد از طریق حذف ضایعات تولید کند. بر اساس فلسفههای اساسی Jidoka و Just-in-Time، TPS میتواند به طور مؤثر و سریع محصولاتی با کیفیت تولید کند که به طور کامل نیازهای مشتری را برآورده کند.
اصول ناب
اصول ناب اولین بار در کتاب ماشینی که جهان را تغییر داد (۱۹۹۱) توسط جیمز پی ووماک، دانیل تی جونز و دانیل روس معرفی شد. نویسندگان چندین سیستم تولیدی را مطالعه کردند و کتاب را بر اساس مشاهدات خود در تویوتا نوشتند. مؤسسه Lean Enterprise این اصول را در موارد زیر خلاصه کرد:
۱. ارزش را از دیدگاه مشتری نهایی بر اساس خانواده محصول مشخص کنید.
۲. تمام مراحل در جریان ارزش را برای هر خانواده محصول شناسایی کنید، تا حد امکان آن مراحلی را که ارزش ایجاد نمیکنند حذف کنید.
۳. کاری کنید که مراحل ارزش آفرینی به ترتیب دقیق انجام شوند تا محصول به آرامی به سمت مشتری جریان یابد.
۴. با معرفی جریان، به مشتریان اجازه دهید ارزش خود را از فعالیت بالادستی بعدی استخراج کنند.
۵. همانطور که ارزش مشخص میشود، جریانهای ارزش شناسایی میشوند، مراحل هدر رفته حذف میشوند و جریان و کشش معرفی میشوند، روند را دوباره آغاز میکنیم و آن را تا رسیدن به حالت کمال ادامه میدهیم که در آن ارزش کامل بدون اتلاف ایجاد میشود.
ووماک و جونز توصیه میکنند که مدیرانی که دست به تحولات ناب میزنند به سه چیز فکر کنند:
هدف: شرکت برای رسیدن به هدف خود، چه مشکلات مشتری را حل خواهد کرد؟
فرآیند: سازمان چگونه هر جریان ارزش اصلی را ارزیابی میکند تا مطمئن شود هر مرحله با ارزش، توانا، در دسترس، کافی، انعطافپذیر است و اینکه همه مراحل با جریان کشش و تراز کردن به هم مرتبط هستند؟
افراد: چگونه سازمان میتواند اطمینان حاصل کند که هر فرآیند مهمی مسئول ارزیابی مستمر آن جریان ارزش از نظر هدف تجاری و فرآیند ناب است؟ چگونه هر کسی که جریان ارزش را لمس میکند میتواند به طور فعال در اجرای صحیح آن و بهبود مستمر آن مشارکت داشته باشد؟
هنگام توسعه یک سازمان ناب، هماهنگ کردن هدف، فرآیند و افراد مهم است. در یک سازمان ناب، مشکلات بهعنوان فرصتهایی برای یادگیری معنادار در نظر گرفته میشوند تا خطاهایی که به زیر فرش کشیده میشوند. مدیران به عنوان مربی عمل میکنند و به دیگران کمک میکنند تا با شناسایی مشکلات راحت شوند و بهبود مستمر را به صورت روزانه تمرین کنند. رهبران ناب همچنین محیطی را ایجاد میکنند که برای یادگیری جذاب و مساعد است. آنها عملی هستند و با تیم خود در کارخانه کار میکنند تا مشکلات را به درستی درک کنند.
ناب قبلاً به عنوان مجموعهای از ابزارها و تکنیکها دیده میشد، اما اکنون به طور گستردهای به عنوان یک فلسفه اساسی تجارت شناخته میشود. به گفته دیکمن: نمی توان به مجموعهای از قوانین یا ابزارها تقلیل داد. باید به عنوان یک سیستم تفکر و رفتار که در سرتاسر دارای جریان ارزش مشترک است، برخورد کرد. تفکر ناب دیگر محدود به صنعت تولید نیست. این اصلاح شده و در چندین صنعت دیگر مانند صنعت ساخت و ساز، مراقبتهای بهداشتی، نرمافزار و بسیاری دیگر اعمال شده است. نشان داده شده است که سازمانهایی که به طور مداوم ناب را تمرین میکنند، نوآورتر و رقابتیتر هستند، که به نوبه خود به آنها اجازه میدهد تا سودآورتر و پایدارتر باشند.
منابع:
https://theleanway.net/what-is-lean
https://www.wrike.com/project-management-guide/faq/what-is-lean-project-management/
استفاده از چرخه PDCA برای پشتیبانی از بهبود مستمر (کایزن)
PDCA (Plan-Do-Check-Act) یک رویکرد تکراری و چهار مرحلهای برای بهبود مستمر فرآیندها، محصولات یا خدمات و برای حل مشکلات است. این رویکرد شامل آزمایش سیستماتیک راهحلهای ممکن، ارزیابی نتایج، و اجرای راهحلهایی است که کارآمد هستند. این مبتنی بر روش علمی حل مسأله است و توسط دکتر دبلیو ادواردز دمینگ، که بسیاری او را پدر کنترل کیفیت مدرن میدانند، رایج شد.
چرخه PDCA یک رویکرد ساده و مؤثر برای حل مشکلات و مدیریت تغییرات ارائه میدهد. کسبوکارها را قادر میسازد تا فرضیههایی در مورد آنچه باید تغییر کند ایجاد کنند، این فرضیهها را در یک حلقه بازخورد پیوسته آزمایش کنند و یادگیری و دانش ارزشمندی به دست آورند. قبل از بهروزرسانی رویهها و روشهای کاری در سطح شرکت، پیشرفتهای آزمایشی را در مقیاس کوچک ترویج میکند. چرخه PDCA از چهار جزء تشکیل شده است:
برنامهریزی – مشکل را شناسایی کنید، دادههای مربوطه را جمعآوری کنید و علت اصلی مشکل را درک کنید، فرضیههایی را در مورد مسائلی که ممکن است باشند ایجاد کنید و تصمیم بگیرید که کدام یک را آزمایش کنید.
انجام – توسعه و اجرای یک راه حل؛ تصمیمگیری در مورد یک اندازهگیری برای سنجش اثربخشی آن، آزمایش راه حل بالقوه و اندازهگیری نتایج.
بررسی – نتایج را از طریق مقایسه قبل و بعد از دادهها تأیید کنید. نتیجه را مطالعه کنید، اثربخشی را اندازه بگیرید و تصمیم بگیرید که آیا این فرضیه تأیید میشود یا خیر.
عمل – نتایج را مستند کنید، دیگران را در مورد تغییرات فرآیند آگاه کنید، و توصیههایی برای چرخههای PDCA آینده ارائه دهید. اگر راه حل موفقیتآمیز بود، آن را اجرا کنید. اگر نه، مشکل بعدی را برطرف کنید و چرخه PDCA را دوباره تکرار کنید.
در بخش بعدی به عمق هر یک از این چهار مرحله خواهیم پرداخت. پس از آن، ما در مورد اینکه چگونه چرخه PDCA میتواند کایزن و بهبود مستمر را پشتیبانی کند، بحث خواهیم کرد.
۱. برنامهریزی
\”برنامه ریزی\” در واقع یک فرآیند سه مرحلهای است. اولین قدم شناسایی مشکل است. مرحله دوم تجزیه و تحلیل این مشکل است. مرحله سوم توسعه آزمایشی برای آزمایش آن است. برخی از مواردی که در این فرآیند باید در نظر گرفته شود عبارتند از:
شناسایی مشکل
- آیا این مشکل درستی برای کار کردن است؟
- آیا این مشکل برای سازمان مهم و تأثیرگذار است؟
- مشکل بر چه کسانی تأثیر میگذارد و تأثیر بالقوه حل آن چیست؟
تجزیه و تحلیل مشکل
- اطلاعات لازم برای درک کامل مشکل و علت اصلی آن چیست؟
- ما چه دادههایی در رابطه با مشکل داریم؟ چه دادههایی را باید جمعآوری کنیم؟
- برای درک بهتر مشکل چه کسی باید استخدام شود یا مصاحبه شود؟
- پس از درک مشکل، آیا امکان حل آن وجود دارد؟ آیا راه حل اقتصادی و عملی خواهد بود؟
توسعه یک آزمایش
- چند راه حل قابل اجرا کدامند؟
- چه کسی در این فرآیند دخیل خواهد بود و چه کسی مسئول آن خواهد بود؟
- نتیجه مورد انتظار آزمایش چیست و چگونه میتوانیم عملکرد را اندازهگیری کنیم؟
- منابع لازم برای اجرای یک آزمایش در مقیاس کوچک چیست؟
- نتایج حاصل از آزمایش در مقیاس کوچک چگونه به یک اجرای کامل تبدیل خواهد شد؟
۲. انجام دادن
مرحله \”Do\” جایی است که ما راه حلها یا تغییرات پیشنهادی را آزمایش میکنیم. در حالت ایدهآل، این باید در مطالعات در مقیاس کوچک انجام شود. آزمایشهای در مقیاس کوچک به ما امکان میدهند تا به سرعت یاد بگیریم، در صورت نیاز تنظیم کنیم، و معمولاً هزینه کمتری برای انجام دادن دارند. اطمینان حاصل کنید که عملکرد را اندازهگیری کرده و دادههای لازم را برای ارزیابی بعد جمعآوری میکنید.
۳. بررسی
در این مرحله، آزمایش را مرور کنید، نتایج را تجزیه و تحلیل کنید و آنچه را که آموختهاید شناسایی کنید. سؤالات زیر را در نظر بگیرید:
- آیا اجرای تغییر به نتایج مطلوبی رسید؟
- چه چیزی کار نکرد؟
- از اجرا چه آموخته شد؟
- آیا دادههای کافی برای نشان دادن مؤثر بودن این تغییر وجود دارد؟
- آیا نیاز به انجام آزمایش دیگری دارید؟
- آزمایش در مقیاس کوچک چگونه با تصویر بزرگتر اندازهگیری میکند؟
- آیا راه حل پیشنهادی هنوز قابل اجرا و عملی است؟
۴. عمل کنید
در این مرحله بر اساس آموختههای خود در مطالعه اقدام کنید. اگر تغییر جواب نداد، دوباره با یک برنامه متفاوت چرخه را طی کنید. اگر موفق بودید، آنچه از آزمون آموختهاید را در تغییرات گستردهتر بگنجانید. از آنچه آموختهاید برای برنامهریزی پیشرفتهای جدید و شروع دوباره چرخه استفاده کنید. اگر طرح شما جواب داد، باید فرآیند را استاندارد کرده و در سراسر کسب و کار پیادهسازی کنید. در طول این مرحله از چرخه PDCA، باید سؤالات زیر را بپرسید:
- چه منابعی برای پیادهسازی راه حل در سطح شرکت مورد نیاز است؟
- چه نوع آموزشی برای اجرای کامل بهبود مورد نیاز است؟
- چگونه میتوان تغییر را حفظ و تداوم بخشید؟
- چگونه میتوانیم تأثیر راه حل را اندازهگیری و نظارت کنیم؟
- چه زمینههای دیگری برای بهبود وجود دارد؟
- چگونه میتوانیم از آموختههای خود در این آزمایش برای طراحی آزمایشهای دیگر استفاده کنیم؟
استفاده از چرخه PDCA برای پشتیبانی از کایزن
فرآیند PDCA از اصول و عملکرد بهبود مستمر و کایزن پشتیبانی میکند. کایزن بر اعمال تغییرات کوچک و روزانه تمرکز دارد که در طول زمان منجر به بهبودهای عمده میشود. چرخه PDCA چارچوب و ساختاری را برای شناسایی فرصتهای بهبود و ارزیابی عینی آنها فراهم میکند.
با استفاده از PDCA، سازمانی که در حال بهبود مستمر است، میتواند فرهنگ حلکنندههای مشکل و متفکران انتقادی را ایجاد کند. ایدههای بهبود را میتوان به شدت در مقیاس کوچک آزمایش کرد. با استفاده از دادهها، تیم میتواند تنظیماتی را به عنوان راه حل انجام دهد و فرضیه را مجدداً ارزیابی کند. پس از اینکه یک ایده مؤثر نشان داده شد، میتوان آن را استانداردسازی کرد و در سطح شرکت اجرا کرد. فرآیند تکراری چرخه PDCA، ایدهها را قادر میسازد تا به طور مداوم آزمایش شوند و بهبود مستمر و فرهنگ یادگیری مستمر را ترویج میکنند.
منابع:
https://theleanway.net/the-continuous-improvement-cycle-pdca
/https://reverscore.com/learn-kaizen/kaizen-education-for-team/pdca-cycle-driving-kaizen
https://www.universalclass.com/articles/business/adopting-pdca-cycle-in-kaizen.htm
نحوه استفاده از روش کایزن برای بهبود فرآیندهای تجاری
بهبود فرآیند در سازمان شما چگونه است؟ این احتمال وجود دارد که شما یک راه حل واحد برای همه موانع فرآیند کسب و کار ندارید. حتی پس از اجرای پروژههای یک ماهه و صرف بودجههای کلان، هیچ سیستمی بینقص نیست – و در حالی که یک ابتکار ممکن است به طور موقت روش انجام کار را بهبود بخشد، این احتمال وجود دارد که در مقطعی دوباره نیاز به تغییر آن داشته باشید.
شما نیازی به پیچیدگی بیش از حد یا رشد انبار داده و بهبود فرآیندهای کسب و کار (BPI) ندارید. استفاده از روش بهبود مستمر کایزن، سازمانها را تشویق میکند تا بازی طولانی را آهسته و پیوسته انجام دهند.
و بهترین بخش این است که هرکسی از مدیر پروژه گرفته تا مدیر عامل میتواند آن را اجرا کند.
کایزن دقیقاً چیست؟
کایزن یک کلمه ژاپنی است که به معنای بهبود مستمر است. این یک فلسفه \”هر روز، با همه و همه جا بهتر انجام دهید\” است. تمرکز بر بهبودهای کوچک و مکرر در فرآیندهای کاری موجود است که توسط همه کارکنان در تمام سطوح یک سازمان ایجاد میشود – نه فقط مدیران و مدیران اجرایی. در صورت اعمال، میتواند هر عملکرد یک کسب و کار را بهبود بخشد، از بازاریابی گرفته تا تأمین مالی و انبار.
فلسفه کایزن این جمله را به چالش میکشد که «ما کارها را اینگونه انجام میدهیم». از طریق تغییرات خرد، تلاش میکند تا ضایعات را حذف کند و در عوض فرآیندهای کارآمد و استاندارد شده را به ویژه در این زمینهها هدف قرار دهد:
- کیفیت: محصولات، بهترین شیوهها و فرآیندهای تجاری
- هزینه: مواد، انرژی و منابع
- تحویل: زمان تحویل و فعالیتهای بدون ارزش افزوده
- مدیریت: آموزش، نگرش، جریان و مستندسازی
- ایمنی: شرایط کار
ممکن است اصطلاح کایزن را با اشاره به راه تویوتا شنیده باشید – داستان معروفی که در مدرسه بازرگانی مطالعه شد. یا شاید شنیده باشید که با روشهای بهبود مستمر دیگر مانند شش سیگما، ناب، مدیریت کیفیت جامع، 5S و مواردی از این دست همراه شده است. روش کایزن بیشتر بر روی ذهنیت فعالیت دارد تا جعبه ابزار، بنابراین در واقع میتواند (و احتمالاً باید) در کنار سایر متدولوژیهای BPI مانند شش سیگما و 5S پیادهسازی شود. اما اصلاً چرا آن را اجرا کنید؟
چرا روش کایزن را پیادهسازی میکنیم؟
با گذشت زمان، بهبودهای تدریجی کوچک میتوانند نتایج قابل توجهی را به همراه داشته باشند، این اساساً یک حرکت مردمی برای BPI است.
کایزن همچنین شرایطی را ایجاد میکند که کارکنان عمیقاً درگیر آن هستند. هنگامی که کایزن با موفقیت و شفاف اجرا شود، سه نیاز اساسی کارکنان را برآورده میکند:
- ارتباط: احساس ارتباط با یک هدف سازمانی بزرگتر، به کار خود و همکارانشان
- خلق: فرصتهایی برای فکر کردن و حل مشکلات موجود با راه حلهای خلاقانه و در عین حال عملی
- کنترل: احساس مالکیت و آگاهی در طول فرآیند
استفاده از متدولوژی کایزن یک راه آسان برای مشارکت دادن کارکنان و توسعه فرهنگ بهبود مستمر است. بدیهی به نظر میرسد، اما مشارکت کارکنان تأثیر مستقیمی بر فرآیندهای تجاری و موفقیت دارد. وقتی همه کارمندان را سازماندهی میکنید و به آنها قدرت میدهید تا از طریق جلوههای کوچک در محیطهای محلی خود در تصویر بزرگ شرکت کنند، آنها مدت بیشتری میمانند و هوشمندانهتر کار میکنند.
شما به راحتی میتوانید با استفاده از MyProcess، کارمندان را به سادگی با اشتراکگذاری نمودارهای فرآیند خود و همکاری در زمان واقعی با ویژگی چت یا حتی با اظهار نظر مستقیم در مورد بخشهای خاصی از سند خود، پیشرفت کنید.
چگونه کایزن را عملی کنیم
کایزن را میتوان در سطح شرکت، در تیمها یا حتی شخصاً پیادهسازی کرد. برخی از موارد ممکن است نیاز به هدایت روشن از رهبری و تغییر فرهنگ شرکت داشته باشند.
ازایده بهبود مستمر کایزن برای ساختن نمودارهای فرآیند و استقرار برای تجسم فرآیندهای فعلی خود استفاده کنید و به راحتی تشخیص دهید که ضایعات ممکن است در شرکت شما پنهان شده باشند. چیزی به سادگی برداشتن گامی در جهت مستندسازی بصری فرآیندهای کسب و کار خود با نمودار کایزن میتواند پیشرفتی باشد که منجر به تحقق و تغییرات ارزشمند بیشتر شود.
برای مثال، میتوانید از یک نقشه جریان ارزش برای شناسایی زمان اتلاف و بدون ارزش افزوده در تولید یا حتی در یک محیط DevOps استفاده کنید.
در اینجا هفت نکته مفید برای شروع و ادامه روش کایزن آورده شده است.
۱. شیوههای فعلی را زیر سؤال ببرید.
اگر میخواهید کسب و کار خود را رشد دهید و بهبود بخشید، باید در مورد کاری که اکنون انجام میدهید فکر کنید. فرآیندهای چالش برانگیز آنچنان که هست ممکن است گاهی حساس باشند، اما انتقادپذیری از فرآیندهای خود برای ایجاد تغییرات تأثیرگذار و پایدار ضروری است.
۲. کوچک فکر کن.
اکثر افراد در یک سازمان، تصمیم گیرندگان C-suite یا قدرتمند نیستند. به همه افراد، حتی افراد و تیمهای کوچک قدرت دهید تا در فرآیندهای خود تغییراتی ایجاد کنند. در حالی کهایدههای بزرگ عالی هستند، حتیایدههای کوچک نیز میتوانند در درازمدت تأثیرات بزرگی داشته باشند، مانند ادغام جلسات، تصمیمی که زمان را برای انجام کارهای بیشتر آزاد میکند.
۳. مشارکت در یک محیط بیتقصیر را تشویق کنید.
محیطی ایجاد کنید که در آن کارمندان وقتی نقطه ضعفی را تشخیص میدهند یا فکر میکنند راه بهتری برای انجام کاری وجود دارد، از صحبت کردن نترسند. اما، در عین حال، اگرایدهای آنطور که آنها تصور میکردند عمل نمیکند، روش کایزن به شما پیشنهاد میکند که به جای انگشت اشاره، تکرار و پیشرفت کنید. به هر حال، نوآوری فقط یک کلمه تخیلی برای آزمون و خطا است.
۴. دنبال کمال نباش.
روش کایزن برای کامل کردن ناگهانی سیستمها یا فرآیندها وجود ندارد، بلکه صرفاً برای بهبود آنها وجود دارد. حتی ممکن است کسی استدلال کند که کایزن میگوید کمال دست نیافتنی است – صرف نظر از اینکه کارها چقدر خوب پیش میروند، همیشه راههایی برای بهبود وجود دارد، از ویژگیهای محصول گرفته تا نحوه مدیریت پروژهها.
۵. موفقیت را تشخیص دهید.
پیروزیهای پیشرفت خود را جشن بگیرید، هر چند بزرگ یا کوچک. اگر کارمندانی دارید که واقعاً میخواهند به بهبود کسب و کار، محصول یا تجربه مشتری شما کمک کنند، آن دسته از کارمندانی هستند که روی آنها سرمایهگذاری میشود و میخواهید آن افراد را در اطراف خود نگه دارید.
۶. از 5S و استراتژیهای دیگر استفاده کنید.
بهبود فرآیند کایزن ذهنیتی است که باید همیشه به دنبال راههایی برای بهبود باشید. اما، زمانی که زمان اجرای پیشرفتها فرا میرسد، ممکن است استفاده از روشهای دیگر بهبود فرآیند مانند شش سیگما یا s5 که میتواند به عنوان چارچوبی برای تصمیمگیری مبتنی بر داده عمل کند، مفید باشد.
۷. یک BPMS مناسب، متناسب با نیازهای پروژه خود انتخاب کنید.
وقتی فرآیندهای خود را بشناسید، تشخیص اینکه کجا برای اصلاح، حذف یا همکاری وجود دارد، آسانتر است. سیستم های مدیریت کسب و کار مانند MyProcess BPMS میتواند به شما در شروع کار کمک کند، خواه نیازهای شما تجسم فرآیندهای تجاری و فروش باشد یا نمودارهای شبکه ای.
وقتی نوبت به عملی کردنایدههایتان میرسد، از رویدادهای کایزن استفاده کنید: بهبودهای جزئی و ساختاریافته، جایی که صاحبان فرآیند و تیمها به سرعت شدت، فوریت و اهمیت هر پروژه بهبود را تعیین میکنند. رویدادها اساساً تضمین میکنند که بهبودها هوشمند هستند (ویژه، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و به موقع).
راه حلهای بالقوه باید از طریق یک چرخه برنامهریزی، انجام، بررسی و عمل (PDCA) به صورت استراتژیک اجرا و نظارت شوند. PDCA یک چرخه و چارچوب پیوسته است که میتواند به بهبود هر فرآیند یا محصولی با تقسیم آن به مراحل کوچکتر کمک کند.
از ابتدا تا پایان راه، MyProcess میتواند یک نقشه بصری برای نظارت بر اهداف و انتظارات در اختیار مدیران پروژه قرار دهد و در عین حال تیمها را در هر مرحله از PDCA هدایت کند. این بهترین دوست یک مدیر پروژه است – یک فرآیند بصری و ابزار نموداری بصری که تیمها را در مسیر خود نگه میدارد، نقشها را روشن میکند و تضمین میکند که تیمها سرمایهگذاری و آگاهی دارند.
MyProcess یک فروشگاه یک مرحلهای است. میتوانید با بهروزرسانیهای بیدرنگ و دسترسی فوری به اسناد، تمام اسناد خود را در یک مکان پیوند داده و بسازید تا بتوانید در عین اجرای ایدههای عالی، بیشترین بهره را از کایزن ببرید.
منابع:





























