تفاوت CPI با BPR

 

با الحاق مداوم تغییرات در فرآیند‌های کسب و کار، خدمات یا محصولات خود، می‌توانید در نحوه اداره یک سازمان پیشرفت‌هایی ایجاد کنید. نکته کلیدی تداوم است، هرکسی می‌تواند در چند فرآیند تغییراتی ایجاد کند و آن را پیشرفت بنامد، اما تغییر در سبک کاری شما لازم است تا در واقع تغییر ایجاد شود. و این هسته بهبود مستمر فرآیند، یا بهبود فرآیند کسب و کار در زمینه یک تجارت می‌باشد.
از طرفی به دلیل عادات و روش‌های قدیمی در سرمایه‌گذاری، با رشد کسب و کار، ایجاد تغییرات در فرآیند دشوارتر می‌شود. اما در واقعیت، شما نمی‌توانید فرآیند‌ها را بدون ایجاد تغییرات بهبود بخشید. فرآیند‌ها باید با دقت مهندسی مجدد شوند، زیرا آزمایش‌ها و اشتباهات سردرگمی زیادی ایجاد می‌کنند.

در این مقاله به مقایسه دو روش بهبود کسب و کار یعنی CPI و BPR می‌پردازیم و معیار‌های لازم برای استفاده از هر کدام را ذکر می‌کنیم، که شامل:

 مشارکت مدیریت:

به طور کلی، بهبود فرآیند مستمر شامل بهبود فرآیندهای کاری است. CPI کارکنان را در تمام سطوح درگیر می کند و بر بهبود مستمر فرآیندهای کاری تاکید می کند. در مقابل، مهندسی مجدد فرآیند، مدیران را در بصورت عملی درگیر می کند، به این معنی که مهندسی مجدد اغلب تغییرات بزرگی در ساختارهای سازمانی شما ایجاد می کند و منجر به تغییر در ساختارهای سازمانی و طراحی مجدد مشاغل می شود.

 مشارکت اعضای تیم :

در  CPIاعضای تیم “در صورت نیاز” در یک بازه زمانی طولانی درگیر می‌شوند و به طور همزمان به صورت پاره وقت مشارکت می‌کنند. در مقابل در مهندسی مجدد فرآیند، کارفرمایان به طور منظم کار می‌کنند حتی آن‌ها تلاش می‌کنند تا سازمان شما را در یک بازه زمانی کوتاه‌تر رشد دهند. مشارکت اعضای تیم در مورد مهندسی مجدد شدیدتر است. اغلب به صورت منظم (تمام وقت) در یک بازه زمانی کوتاهتر است.

 اهداف بهبود:

افراد تجاری در مدت زمان کوتاهی به پیشرفت‌های پی در پی در فرآیند CPI دست می‌یابند. بهبود‌های پی در پی در CPI در یک دوره زمانی به دست می‌آیند که از نحوه عملکرد یک فرآیند کاری در حال حاضر و بهبود بر اساس آن شروع می‌شود. مهندسی مجدد فرآیند به صورت دوره‌ای انجام می‌شود و تمرکز آن بر دستیابی بهبود به طور چشمگیر است. این شامل بازطراحی اساسی نحوه عملکرد یک فرآیند بدون محدود شدن به نحوه انجام کار‌ها در قبل از انجام مهندسی مجدد است. بنابراین مؤثرترین راه برای دستیابی به رشد سازمانی درکوتاه‌ترین دوره زمانی است.

 رویکرد پیاده‌سازی:

به طور کلی، بسیاری از بهبود‌های تدریجی که در CPI انجام شده است، منجر به بهبود کلی قابل توجهی برای یک شرکت می‌شود. با این حال، در فرآیند مهندسی مجدد، توجه بیشتر به نتیجه است. هدف مهندسی مجدد فرآیند دستیابی به پیشرفت‌های چشمگیر در یک زمان خاص بر خلاف CPI می‌باشد.

 تغییر سازمانی:

با CPI تغییرات سازمانی در یک دوره زمانی طولانی اتفاق می‌افتد. اغلب حداقل اختلال در مشاغل موجود، سیستم‌های مدیریتی و ساختار‌های سازمانی وجود خواهد داشت. اما با مهندسی مجدد، تغییرات اساسی فرآیند تنها با تغییر در طراحی شغل، سیستم‌های مدیریت، ساختار سازمانی، آموزش و بازآموزی و فناوری اطلاعات صورت می‌گیرد.

 میزان تمرکز:

در CPI، تمرکز معمولاً روی فرآیند‌های تعریف شده، محدود است که به این معنی است که کارکنان برای دستیابی به یک فرآیند سطح بالاتر تلاش می‌کنند. مهندسی مجدد فرآیند نیاز به تمرکز بر فرآیند‌های با عملکرد گسترده دارد که بخش عمده‌ای از کل سیستم سازمانی را در بر می‌گیرد.

 وابستگی به سیستم‌های اطلاعاتی:

سازمان‌هایی که فقط از CPI استفاده می‌کنند، گهگاه با طراحی مجدد یک فرم، ایجاد یک مکاتبات جدید و غیره از مشکلات خود جلوگیری می‌کنند. در مهندسی مجدد فرآیند، فناوری سیستم‌های اطلاعاتی اغلب با دستیابی به پیشرفت‌های اساسی در کاهش زمان چرخه، دسترسی به اطلاعات و حذف دنباله کاغذ کمک می‌کند.

به طور کلی، اکثر سازمان‌ها گاهی اوقات از CPI استفاده می‌کنند زیرا بهترین راه برای محافظت از کار آن‌ها در برابر مشکلات است. سیستم‌های اطلاعات مهندسی مجدد فرآیند پشتیبانی زیادی برای دستیابی به تغییرات اساسی ارائه می‌دهند. حتی سرمایه‌گذاری و زمان شما را به طور کامل کاهش می‌دهد. سازمان‌ها همچنین فرصت‌های تجاری را بهبود می‌بخشند. بنابراین، افراد تجاری باید مناسب‌ترین تکنیک را برای دستیابی به پیشرفت‌های اساسی پیدا کنند. حتی سازمان‌ها فرصت‌های خوبی را برای کارکنان مهیا می‌سازند تا به پیشنهادات آن‌ها پاسخ دهند. در حال حاضر بیشتر سازمان‌ها از مهندسی مجدد فرآیند و CPI برای بهبود کسب و کار خود استفاده می‌کنند و در واقع مهم‌ترین جنبه سازمان‌ها است. به طور کلی، فرآیند مهندسی مجدد یکی از مهمترین جنبه‌های حل موقعیت‌های مشکل است.

 

اگر یک فرد تجاری هستید، بهترین روش‌ها را برای تجربه تبلیغات عالی در نظر بگیرید. قبل از انتخاب این روش‌ها، باید تمام عوامل مربوط به CPI  و مهندسی مجدد فرآیند را تجزیه و تحلیل کنید. همیشه مهم است که بدون صرف زمان زیاد به اهداف تجاری خود برسید، حتی از همه مشکلات اجتناب کنید. اگر در حین استفاده از این روش‌ها با مشکلی مواجه شدید و به دنبال مشاوره حرفه‌ای باشید، به رفع تمام معایب کمک می‌کند.

سازمان‌هایی که برای بهبود ارزش قائل هستند، باید نظرات کارکنان خود را در مورد فرصت‌های بهبود تشویق یا حتی الزام کنند. کارمندان باید در ذهن خود به هر فرآیندی برای بهبود نگاه کنند. علاوه بر این، کارکنان باید آموزش ببینند تا به طور مستمر سؤالات زیر را بپرسند.

(i)  آیا می‌توانیم این فرآیند را بهبود بخشیم؟ اگر پاسخ به این سؤال “بله” است، پس

(ii) بهترین راه برای انجام این فرآیند با ابزار‌ها و مهارت‌هایی که داریم چیست؟ (بهبود مستمر فرآیند) یا

(iii) آیا بهبود نیاز به تغییر چشمگیر دارد؟ (مهندسی مجدد فرآیند).

اغلب، کارکنان در موقعیتی هستند که فرصت‌های سازمان را برای پیشرفت‌های اساسی احساس کنند. یک سازمان می‌تواند فضای خلاقیت و فرصت‌ها را با مشروط کردن کارکنانش به زیر سؤال بردن قابلیت‌های هر فرآیندی که در آن درگیر هستند و پاسخ به پیشنهادات آن‌ها ایجاد کند.

سازمان‌های امروزی هم از CPI و هم از BPR استفاده می‌کنند. در حالی که CPI باید اقامت اصلی در هر سازمان باشد، مهندسی مجدد فرآیند در زمان‌های خاصی در شرایط خاصی که CPI کافی نیست ضروری است.

 

منابع:

www.yourarticlelibrary.com

www.educba.com

بهبود مستمر فرآیند (CPI)

اگر آگاهانه بر عملکرد فرآیند نظارت نداشته باشید، متوجه نمی‌شوید که گلوگاه‌ها مسیر کسب و کار شما را مسدود کرده‌اند. بهبود مستمر فرآیند (مخفف: Continuous Process Improvement ) عمل ردیابی مداوم عملکرد فرآیند برای یافتن ناکارآمدی‌ها و ریشه کن کردن آن‌ها است.

در ادامه بخوانید تا بدانید چرا بهبود مستمر فرآیند بسیار مفید است و چگونه می‌توانید با استفاده از CPI در فرآیند‌های خود بهبود ایجاد کنید.

بهبود مستمر فرآیند چیست؟

بهبود مستمر فرآیند (CPI) عمل ایجاد تغییرات تدریجی در فرآیند‌های کسب و کار شما برای بهبود کارایی و کیفیت است. اگر با مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار (BPR) اشتباه گرفته نشود، بهبود مستمر برای کارآمدتر کردن، نوآوری و چابکی سازمان شما در درازمدت یک عامل کلیدی است و شما را به ایجاد تغییرات تدریجی در فرآیند‌های خود دعوت می‌کند تا اینکه همه چیز را برای طراحی مجدد کامل یک فرآیند جدید از بین ببرید.

این تلاش مداوم برای بهبود فرآیند‌های تجاری موجود می‌تواند شامل تغییرات کوچکی باشد که جریان کار را تغییر می‌دهد یا پیشرفت‌های بزرگ‌تری که نوآوری به ارمغان می‌آورد. هدف برنامه CPI باید افزایش کارایی، اثربخشی، کیفیت خروجی و انعطاف‌پذیری باشد. این یک جزء کلیدی برای دستیابی به برتری عملیاتی است.

بسیاری از سازمان‌ها از نرم‌افزار تجزیه و تحلیل گردش کار مانند مای پروسس برای کمک به این فرآیند استفاده می‌کنند. ابزار‌هایی مانند مای پروسس ردیابی عملکرد و شناسایی مناطق برای بهبود را آسان می‌کنند.

مزایای بهبود مستمر فرآیند چیست؟

هدف بهبود مستمر فرآیند کسب‌وکار شناسایی ناکارآمدی‌ها و تنگنا‌ها و حذف آن‌ها برای ساده‌سازی جریان‌های کاری است. با انجام این کار، مزایای زیادی را تجربه خواهید کرد، از جمله:

  • کاهش هزینه‌ها
  • پردازش سریعتر
  • خطا‌های کمتر
  • بهبود روابط ذینفعان و تأمین‌کنندگان
  • محصولات نهایی با کیفیت بهتر
  • کارکنان مولدتر
  • مشتریان راضی‌تر

مزایایی که دریافت می‌کنید به این بستگی دارد که ابتکار بهبود را در کجا متمرکز کنید.

به عنوان مثال، تقریباً ۷۰ درصد از شرکت‌ها در حال حاضر تلاش‌های بهبود خود را بر افزایش بهره وری و کاهش هزینه‌ها متمرکز کرده‌اند. علاوه بر این، ۳۸ درصد در تلاش برای افزایش رضایت مشتری و ۳۵ درصد به دنبال بهبود محصولات موجود هستند. همچنین نتایج به فرآیند موجودی که برای بهبود انتخاب می‌کنید بستگی دارد.  یک سازمان را در نظر بگیرید که می‌خواست سرعت پردازش فاکتور‌ها را بهبود بخشد، بنابراین آن‌ها بر روی بهبود فرآیند‌های مالی خود با استفاده از سامانه مای پروسس تمرکز کردند. اکنون آن‌ها می‌توانند فاکتور‌ها را در نیمی از زمان برگردانند.

۴ مرحله در چرخه بهبود فرآیند

اکثر مدل‌های بهبود مستمر شامل چهار مرحله اصلی هستند. پیروی از این مراحل به شما کمک می‌کند تا مشکلات فعلی را تجزیه و تحلیل کنید، تغییرات را برنامه‌ریزی کنید و آن‌ها را به صورت تدریجی اجرا کنید.

در اینجا چهار مرحله اصلی بهبود فرآیند را دنبال می‌کنیم.

۱. مسائل جاری را شناسایی کنید

برای شروع، باید فرآیند موجود را تجزیه و تحلیل کنید تا هر گونه گلوگاهی که جریان کار را مسدود می‌کند، شناسایی کنید. نقشه‌برداری فرآیند هر مرحله از گردش کار را به شما نشان می‌دهد تا بتوانید کار‌های غیر ضروری که آن را متوقف می‌کند شناسایی کنید. عملکرد فعلی خود را محک بزنید تا بتوانید این داده‌ها را با هر تغییری که ایجاد می‌کنید مقایسه کنید.

۲. بهبود برنامه

در مرحله بعد، برنامه‌ای برای بهبود فرآیند خود طراحی کنید. اگر فقط تغییرات کوچکی انجام می‌دهید، راه‌حلی ایجاد می‌کنید که گردش کار موجود را اصلاح می‌کند. اگر در حال برنامه‌ریزی یک تغییر بزرگ‌تر هستید، باید در نظر بگیرید که چگونه فرآیند فعلی را به صورت آفلاین انجام می‌دهید بدون اینکه تأثیر زیادی بر سایر فرآیند‌ها داشته باشید.

هم متدولوژی بهبود را برنامه‌ریزی کنید و هم اینکه چگونه تغییرات را پس از موفقیت‌آمیز شدن، مقیاس‌بندی کنید. به یاد داشته باشید که تغییرات را بر اساس تأثیری که می‌گذارند و همچنین زمان، بودجه و منابع در دسترس خود اولویت‌بندی کنید.

۳. تغییرات را اجرا کنید

هنگام اجرای یک بهبود فرآیند، عاقلانه است که ابتدا آن را در مقیاس کوچک آزمایش کنید تا تأثیر آن را ببینید. اگر تغییر شما به درستی برنامه‌ریزی نشده باشد، این شما را از ایجاد اثرات منفی روی فرآیند و سازمان جلوگیری می‌کند. هنگامی که مطمئن شدید که بهبود به طور مؤثر عمل می‌کند، آن را بزرگ کنید و در سراسر سازمان گسترش دهید.

۴. بررسی عملکرد بهبود‌ها

باید عملکرد تغییرات خود را ردیابی کنید تا مطمئن شوید که فرآیند‌ها را همانطور که تصور می‌کردید بهبود می‌بخشند. داده‌ها را با معیار‌های اصلی مقایسه کنید تا ببینید راه حل‌های شما چقدر خوب عمل می‌کنند. این همچنین به شما کمک می‌کند تا بهبود تدریجی بعدی را مشخص کنید.

بنابراین چگونه بهبود مستمر فرآیند اتفاق می‌افتد؟

  • ابتدا، تکنیک‌ها و فرآیند‌هایی را که در حال حاضر استفاده می‌شود، مطالعه می‌کنید. سپس، یک چالش یا منطقه‌ای را برای بهبود مشخص می‌کنید.
  • در مرحله بعد، راه حلی برای مشکل یا راهی برای بهبود فرآیند پیدا می‌کنید.
  • این راه حل یا تغییر اجرا می‌شود.
  • سپس، راه حل “استاندارد” می‌شود. این بدان معناست که قوانینی وضع شده‌اند تا اطمینان حاصل شود که روند بهبودیافته درست است.
  • پس از انجام همه این‌ها، پیشرفت‌های آینده را در نظر می‌گیرید. مناطقی که می‌توانند بیشتر بهبود یابند شناسایی می‌شوند و اهداف بیشتری تعیین می‌شوند.

آیا به ابزاری برای کمک به بهبود مستمر فرآیند نیاز دارید؟

ابزار‌های بهبود فرآیند می‌توانند به شما کمک کنند تا تغییرات فرآیند را آسان‌تر برنامه‌ریزی، اجرا و پیگیری کنید. در حالی که هیچ ابزار خاصی برای بهبود مستمر فرآیند وجود ندارد، نرم‌افزار مدیریت فرآیند کسب و کار با ویژگی‌های زیر می‌تواند کمک بزرگی به شما کند.در مطلب زیر به این موضوع می‌پردازیم.

۱. عملکرد نقشه‌برداری

ابزار‌هایی با عملکرد نقشه‌برداری فرآیند می‌توانند به شما کمک کنند تا یک نمایش بصری از گردش کار خود ایجاد کنید تا بتوانید نحوه انجام فرآیند‌های فعلی را مشاهده کنید. به این ترتیب، می‌توانید گام‌های غیرضروری و ناکارآمد را شناسایی کنید، و همچنین با وضوح بیشتری ببینید که چگونه و کجا بهبود‌ها بهترین کار را انجام می‌دهند. ابزار‌های نگاشت خوب شما را قادر می‌سازند تا نقش‌هایی را به هر مرحله اختصاص دهید و به شما امکان می‌دهد مسیر‌های مشروط را کاوش کنید تا درک کنید که فرآیند‌ها در شرایط مختلف چگونه انجام می‌شوند.

۲. پیاده‌سازی آسان

یک پلت فرم بهبود مستمر فرآیند باید دارای ویژگی راه‌اندازی ساده و استفاده آسان باشد. اگر کارکنان شما برای دستیابی به ابزار به آموزش زیادی نیاز دارند، قبل از انجام هر گونه تغییر فرآیند، زمان و هزینه زیادی را صرف خواهید کرد. در عوض، نرم‌افزاری را انتخاب کنید که استفاده از آن بصری باشد و منابع آموزشی لازم در دسترس باشد. نرم‌افزار کم کد یا بدون کد را انتخاب کنید. پلتفرمی که به کدگذاری گسترده نیاز دارد، کارمندانی را که می‌توانند تغییرات فرآیند را ایجاد کنند، محدود می‌کند.

۳. ویژگی‌های اتوماسیون

۹۹% از رهبران کسب و کار موافق هستند که اتوماسیون مزایای زیادی دارد زیرا راهی مؤثر برای سرعت بخشیدن به گردش کار، کاهش خطا‌ها و کاهش هزینه‌های پردازش است. به دنبال یک نرم‌افزار BPA مانند MyProcess باشید که ایجاد فرم‌های دیجیتال و مسیریابی پویا آن‌ها را به طور خودکار در جریان کار شما آسان می‌کند.

مطمئن شوید که نرم‌افزاری که انتخاب می‌کنید ظرفیت پر کردن خودکار فرم‌ها به منظور کاهش ورود داده‌ها و همچنین قابلیت اعتبارسنجی خودکار فرم‌ها برای حذف خطا‌های ورود داده‌ها را دارد. اعلان‌های خودکار از تأخیر در سیستم جلوگیری می‌کند، در حالی که ثبت سوابق خودکار مسیر حسابرسی شما را به‌روز نگه می‌دارد.

۴. داشبورد تجزیه و تحلیل عملکرد

پس از انجام تنظیمات فرآیند، باید عملکرد گردش کار خود را ردیابی کنید. به این ترتیب، می‌توانید ببینید که فرآیند‌های شما تا چه اندازه بهبود یافته‌اند، آیا هنوز به بهبود نیاز دارند یا خیر، و آیا اثرات منفی برنامه‌ریزی نشده‌ای وجود دارد یا خیر. یک نرم‌افزار BPM با داشبورد تجزیه و تحلیل جامعی انتخاب کنید که ردیابی خودکار عملکرد را با ارائه به روشی ساده و قابل هضم آسان می‌کند.

نرم‌افزار‌های مدیریت فرآیند کسب و کار (BPM) مانند مای پروسس برای ردیابی و اندازه‌گیری پیشرفت‌ها در طول زمان‌ ایده‌آل هستند.

به هر حال چرا بهبود مستمر فرآیند بسیار مهم است؟

هنگامی که یک فرآیند بهبود مستمر را اجرا می‌کنید، چیزی بیش از بهبود یک فرآیند انجام می‌دهید. شما مدت زمانی که یک‌ایده برای رفتن به مرحله اجرا نیاز دارد را کوتاه می‌کنید. دانش به اشتراک گذاشته می‌شود و هر فرد در سازمان از اشتباهی که یک فرد مرتکب شده است درس می‌گیرد. به عبارت دیگر، بهبود مستمر فرآیند کسب و کار به این معنی است که دانش به دست آمده از یک اشتباه به همه منتقل می‌شود، بدون اینکه مجبور باشند برای یادگیری همان درس، اشتباه مشابهی را مرتکب شوند و در نتیجه کل نیروی کار شما ماهرتر می‌شوند.
شرکتی مانند بوش را در نظر بگیرید. بائومل، رهبر تعالی کسب و کار در شرکت بوش و یک مباشر اختصاصی در زمینه بهبود مستمر و موضوعات مربوط به کسب و کار توضیح می‌دهد: «زمانی که همه در یک سازمان استراتژی و همچنین اهدافی را که دریافت کرده‌اند بدانند، درک کنند و بپذیرند، کار را بدرستی انجام خواهد شد. آن‌ها را با تعهد و اشتیاق، و مهمتر از همه، در یک جهت به سوی یک چشم انداز جمع کنید. » این جمله ارزشمند باعث شد تا یک فرآیند بهبود مستمر به برند کمک کند تا مشاغل خود را حفظ و نه تنها رضایت مشتری را تا ۱۵ درصد افزایش دهد، امتیاز رضایت باورنکردنی ۹۷ درصد را کسب کند.

با بهبود مستمر فرآیند، اطمینان حاصل می‌کنید که کسب و کار شما به طور قابل اندازه‌گیری کارآمدتر و سازنده‌تر می‌شود. راه‌حل‌هایی مانند سیستم مدیریت کسب و کار MyProcess به شما کمک می‌کنند تا بهبود فرآیند کسب‌وکار خود را در مسیر خود نگه دارید، می‌توانید برنامه‌های خود را برای ایجاد و پیگیری بهبود فرآیند‌ها توسعه دهید.

 

منابع:

www.frevvo.com

www.kissflow.com

www.reverscore.com

مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار (BPR)

درباره BPR و نحوه استفاده از آن برای افزایش مقیاس و بهبود عملیات تجاری بیاموزید.

پیشرفت در دنیای تجارت مستلزم این است که سازمان‌ها نه تنها از موانع جان سالم به در ببرند، بلکه باید راهی برای تبدیل آن‌ها به فرصت پیدا کنند. به جای اینکه مجبور شوید همه چیز آنطور که می‌خواهید پیش برود، گاهی اوقات باید عقب نشینی کنید و در کارکرد‌های اصلی تجارت خود تجدید نظر کنید. این می‌تواند به این معنی باشد که به تابلوی نقاشی برگردید و نحوه کار همه چیز را تجزیه و تحلیل کنید.

مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار (BPR) چیست؟

شاید اخیراً اصطلاح BPR را در زمینه بهبود فرآیند‌ها و افزایش سودآوری کسب و کار شنیده باشید، اما دقیقاً چیست؟ BPR مخفف Business Process Reengineering است. تعریف مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار (BPR) این است: یک رویکرد منظم برای کاهش هزینه‌های سازمانی و فرآیند‌های تجاری که شامل تجزیه و تحلیل انسانی و گردش کار‌های خودکار موجود است.

در کسب‌وکار‌های بزرگ – و حتی کوچک‌تر یا متوسط – فرآیند‌ها می‌توانند در طول زمان ایجاد شوند و تبدیل به گره‌های پیچ در پیچ می‌شوند که عمیقاً در نحوه انجام کار‌ها ریشه دوانده است. BPR یک متدولوژی اثبات شده است که به سازمان‌ها اجازه می‌دهد گره‌های Gordian knot (مشکل پیچیده یا غیرقابل حل) را که ممکن است مانع از پیشرفت واقعی و بهینه‌سازی هزینه شوند، کاهش دهند.

مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار(BPR)  عمل تغییر عملکرد‌های اصلی یک سازمان با هدف افزایش کارایی، بهبود کیفیت محصول و/یا کاهش هزینه‌ها است. این با تجزیه و تحلیل عمیق گردش کار کسب و کار و شناسایی مناطق کلیدی که نیاز به بهبود دارند شروع می‌شود. افرادی که این نوع کار‌ها را انجام می‌دهند، که اغلب به آن‌ها متخصص BPR می‌گویند، توسط شرکت‌ها استخدام می‌شوند تا انتقال به فرآیند‌های استانداردتر را تسهیل کنند.

مهم است که بین این و بهبود فرآیند کسب و کار، که بر روی به روز‌رسانی فرآیند‌های فعلی سازمان تمرکز دارد، تفاوت قائل شویم. از سوی دیگر، BPR با هدف ایجاد تغییرات اساسی در کل دامنه سیستم‌های یک تجارت است.

چه زمانی مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار مورد نیاز است؟

نیاز به مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار به طرق مختلف تشخیص داده می‌شود. در این مقاله ما برخی از شاخص‌ها که برای تشخیص فرا رسیدن زمان یک پروژه BPR لازم است، را ارائه می‌دهیم.

  • شکایات مشتریان و درخواست بازپرداخت در حال افزایش است.
  • استرس کارکنان، اختلافات و جابجایی زیاد است.
  • هرج و مرج پس از ترک کارمندان با تجربه یا رفتن به مرخصی، حاکم می‌شود.
  • سودآوری در حال کاهش است.
  • سرنخ‌های فروش به سرعت پیگیری نمی‌شوند.
  • حاکمیت شرکت، کمبود داشته باشد.
  • شما با میزان نقدینگی خود دست و پنجه نرم می‌کنید.
  • فهرست اموال شما در حال افزایش است.
  • شما نمی‌توانید سفارشات مشتری را به اندازه کافی سریع تکمیل کنید.

مراحل مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار چیست؟

۱. بفهمید که چه می‌خواهید.

پس از اجرای یک گردش کار خاص، انتظار دارید چه چیزی را ببینید؟ وقتی فهمیدید که می‌خواهید نتایج کسب‌وکارتان چگونه کار کند، می‌توانید بفهمید که چرا این اتفاق نمی‌افتد. به عنوان مثال، اگر به دنبال تحویل به مشتریان در یک بازه زمانی خاص هستید، به راه‌هایی برای تسریع در خروج اقلام از انبار‌ها و وارد شدن به کامیون تحویل نگاه کنید.

۲. وضعیت فعلی را تعریف کنید.

مراحل مربوط به تکمیل یک فرآیند کاری را طی کنید. به مکان‌هایی نگاه کنید که ممکن است گلوگاه‌هایی رخ دهد که باعث کاهش کارایی و افزایش هزینه‌ها می‌شوند.

۳. شکاف‌ها را شناسایی کنید.

شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) را تنظیم کنید که به شما‌ایده می‌دهد که چقدر با دستیابی به اهداف تجاری خود فاصله دارید. به زمان چرخه، فرآیند تولید، یا مدت زمانی که طول می‌کشد تا کامیون‌ها در انبار بارگیری شوند، نگاه کنید.

۴. یک مورد آزمایشی را انتخاب کنید.

به دنبال یک فرآیند ضروری باشید که بر اثربخشی سازمان شما تأثیر می‌گذارد. سپس، وضعیتی در آینده ایجاد کنید که به شما کمک می‌کند به اهداف استراتژیک شرکت خود دست یابید.

۵. فرضیه خود را توسعه و آزمایش کنید.

گردش کار و رویه‌های جدید را ارائه دهید، سپس با ذینفعان مربوطه ارتباط برقرار کنید. سناریو‌های آزمایشی را برای هر عملکرد جدید یا پیشرفته در فرآیند اصلاح شده خود ایجاد کنید.

۶. فرآیند جدید را اجرا کنید.

اطمینان حاصل کنید که وابستگی‌ها و منابع را برای اجرای موفقیت‌آمیز تغییرات خود در اختیار دارید.

۷. عملکرد را ارزیابی کنید.

عملکرد فرآیند جدید را دنبال کنید و از KPI‌های خود برای ارزیابی تأثیرات آن در مقایسه با گردش کار اصلی کسب و کار استفاده کنید.

هدف شما باید ایجاد بهبود‌های استراتژیک واضح در فرآیند‌های کاری خود در مقابل تلاش برای انجام تجارت معمول در یک بسته جدید باشد. این در مورد ارائه‌ایده‌های جدید است، مانند تغییر نحوه تعامل شما با مشتریان در هر مرحله از فرآیند فروش.

BPR و بهبود مستمر

بهبود مستمر (CI) یک تلاش مداوم برای بهبود یک محصول، خدمات یا فرآیند است. انجمن آمریکایی کیفیت (ASQ) معتقد است که تلاش‌های CI می‌تواند شامل بهبود تدریجی باشد، جایی که بهبود به تدریج در طول زمان اتفاق می‌افتد، و همچنین بهبود موفقیت‌آمیز، جایی که بهبود به یکباره اتفاق می‌افتد. CI اغلب از یک سازمان می‌خواهد که قبل از اینکه بتواند شانس واقعی موفقیت داشته باشد، ابتدا دستخوش یک تغییر فرهنگی شود.
مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار اغلب بخشی از تلاش‌های CI است، زیرا تیم‌ها به دنبال راه‌هایی برای بهبود فرآیند‌های تجاری به عنوان بخشی از محدوده کلی CI هستند. BPR همچنین ارتباط تنگاتنگی با مدیریت فرآیند کسب و کار (BPM) دارد و داشتن درک سالم از هر دو رشته منطقی است.

بنابراین آیا BPR همان BPM است؟

خیر، در حالی که BPM بر تعریف و خودکارسازی فرآیند‌های موجود تمرکز دارد، BPR روش کسب‌وکار موجود در سازمان، به‌ویژه زمانی که با مشتری در ارتباط هستند، کاملاً دوباره بررسی می‌کند. همچنین ممکن است ریسک‌هایی در مورد پیاده‌سازی BPR وجود داشته باشد زیرا نقش‌ها و فرآیند‌هایی که امروزه وجود دارند را می‌تواند به طور کامل کنار بگذارد.

 

منابع:

www.integrify.com

www.tallyfy.com

www.bain.com

www.onlinebusiness.northeastern.edu

www.inteqgroup.com

www.kissflow.com

اصل K.I.S.S

ساده انگار بودن (Keep It Simple Stupid) به چه معناست؟

احتمالاً Keep It Simple Stupid (KISS) را در یک جایی در اینترنت دیده اید، اما آیا واقعاً می دانید معنی آن چیست یا چرا مهم است؟ KISS توسط برخی از ذهن های برجسته جهان به عنوان وسیله ای برای آموزش و پیشبرد دانش مورد استقبال قرار گرفته است.

 KISS یک چارچوب کارآمد است که بر ساده نگه داشتن هر مرحله در یک فرآیند تا حد امکان تأکید می­کند. KISS که توسط مهندس مشهور هوانوردی کلی جانسون مشهور شده است ، اکنون در محافل طراحی برای بهبود تجربه کاربر ، محیط های آموزشی برای افزایش نتایج یادگیری و آموزش رهبری برای حفظ اولین رویکرد اول استفاده می شود.

اصل K.I.S.S چیست؟

روش Keep It Simple Stupid (K.I.S.S.) به عنوان یک چارچوب طراحی تفکر آغاز شد. منظور اصلی روش KISS این است که وقتی همه چیز ساده باشد ، همه چیز بهتر است. این امر در مورد دستورالعمل ها، طراحی، زبان، یادگیری و موارد دیگر صدق می­کند.

در ظاهر می توان تصور کرد که ساده، احمقانه به معنای غیرهوشمند یا بی فکر است، اما در حقیقت کاملاً برعکس است. روشهای ساده به تفکر بیشتری نیاز دارند زیرا باید قابل تکرار، مقیاس پذیر و آموزش پذیر باشند.

هر کس می تواند با افزودن لایه به لایه، فرآیندها را بیش از حد پیچیده کند و سپس آن را “قوی” بنامد. برخی از پیچیده ترین سیستم ها و فناوری های جهان ساده ترین آنها هستند. در واقع اصل KISS بیان می­کند که اکثر سیستم ها اگر به جای پیچیدگی بیش از حد ساده باشند، بهتر کار می­کنند.

با تولید و عرضه محصولات، من به طور مستقیم شاهد این بوده ­ام که ایده ­های خوب به دلیل پیچیدگی محصول و بدنبال آن بدهی­ های ایجاد شده، شکست می­خورند. همچنین دیده ام که استانداردهای پیچیده چگونه اصلاح شده ­اند تا طراحی در نتیجه آن ساده تر و قوی تر شود.

دلایل تجاری، فکری یا فنی چندانی برای پیچیده شدن کارها وجود ندارد در صورتی که سادگی بتواند به شما در طراحی، راه اندازی، مقیاس بندی و یادگیری سریعتر کمک کند. همچنین مشاهده شده است که اصل KISS می تواند در بسیاری از حوزه های زندگی ما کاربرد داشته باشد – نه فقط ساخت محصولات فنی. در دنیای نرم افزار و فناوری، اصل KISS جزء ارکان طراحی خوب است. اخیراً یک روش تجدید نظر در روش KISS رخ داده است. از طراحی زیبا و تمیز اپل گرفته تا مینیمالیسم متفکرانه IKEA .

بخشی از دلیل آن این است که فناوری همیشه برای عموم مردم به خوبی درک نشده است. و برای هر نوع محصول خاص، ممکن است کاربران ده ها گزینه مشابه برای انتخاب داشته باشند.

simple

یک روش بصرفه در مورد صرفه جویی در هزینه و ابزارها و محصولات امنیتی را در نظر بگیرید. این واقعیت که ۵۵ روش جداگانه برای دستیابی به این اهداف ذکر کرده است، گواهی بر بازار شلوغ با گزینه های بسیار است که کاربران نمی توانند همه آنها را بدون کمک متخصص درک کنند و در بازاری مانند آن، اگر بتوانید کالا را به صورت مستقیم تحویل دهید – موفقیت آسان تری خواهید یافت.

اصل KISS در مورد تلاش برای سادگی است. زبان های برنامه نویسی مدرن، چارچوب ها و API ها ابزارهای قدرتمندی برای ایجاد راه حل های پیچیده برای انواع مختلف مشکلات دارند. گاهی اوقات ممکن است توسعه دهندگان وسوسه شوند از راه حل های “هوشمند” و همه ویژگی های پیچیده استفاده کنند. اصل KISS بیان می کند که راه حل زمانی بهتر است که از وراثت کمتر، چند شکلی کمتر، کلاس های کمتر و غیره استفاده کند.

راه حلی که از اصل KISS پیروی می کند ممکن است خسته کننده یا حتی “احمقانه” اما ساده و قابل فهم به نظر برسد. اصل KISS بیان می کند که “راه حل” هوشمندانه نیست ، بلکه به راحتی قابل فهم است. این بدان معنا نیست که ویژگی هایی مانند وراثت و چند شکلی بودن به هیچ وجه نباید استفاده شود. بلکه فقط در مواقع لزوم با مزایای قابل توجهی باید استفاده شوند. راه حل ساده تر از راه حل پیچیده بهتر است زیرا نگهداری راه حل های ساده تر آسان است. این شامل افزایش خوانایی، درک و تغییرپذیری است. علاوه بر این نوشتن کد ساده کمتر مستعد خطا است.

مزیت سادگی زمانی بیشتر است که شخصی که نرم افزار را نگهداری می کند، کسی نباشد که یکبار آن را نوشته است. همچنین ممکن است نگهدارنده با ویژگی های پیچیده زبان برنامه نویسی آشنا نباشد. بنابراین برنامه های ساده و احمقانه آسان تر نگهداری می شوند، زیرا نگهدارنده به زمان کمتری برای درک آنها نیاز دارد و کمتر احتمال دارد اشکالات بیشتری را ایجاد کند.

یکی از دلایل ایجاد کد پیچیده تر، انعطاف پذیری بیشتر آن برای برآوردن نیازهای بیشتر است. اما نمی توان فهمید که چگونه می توان آن را انعطاف پذیر کرد یا آیا این انعطاف پذیری هرگز مورد نیاز خواهد بود. وقتی کد خود را انعطاف پذیرتر یا پیچیده تر از نیاز می کنید ، بیش از حد آن را مهندسی می کنید. برخی این کار را انجام می دهند زیرا معتقدند که الزامات آینده سیستم خود را می دانند. آنها معتقدند که بهتر است امروز یک طرح را انعطاف پذیر یا پیچیده تر کنیم، بنابراین می تواند نیازهای فردا را برآورده کند.

دلیل دیگر برای ایجاد کد پیچیده تر، ایجاد بهینه سازی است. کد بهینه شده کد پیچیده تری است. اصل پارتو در کد نیز صدق می کند: یک برنامه بیشتر وقت خود را در قسمت کوچکی از کد صرف می کند ، بنابراین عاقلانه است که تلاش خود را برای بهینه سازی تنها آن بخش از کد متمرکز کنید.

KISS آنقدر برای اصول طراحی اهمیت دارد که آمازون آن را به عنوان یک اصل رهبری اصلی ذکر کرده است. به طور خاص، آمازون اعلام می کند که “رهبران از تیم های خود انتظار نوآوری و اختراع دارند و همیشه راههایی برای ساده سازی می یابند.”

منابع:

www.interaction-design.org

www.freecodecamp.org

www.principles-wiki.net

www.forbes.com

تحلیل فرآیند کسب و کار

تحلیل فرآیند کسب و کار چیست؟

تجزیه و تحلیل فرایندهای تجاری روشی است که برای درک یک فرایند و بهبود کارایی آن استفاده می شود. این مراحل و طرفهای درگیر در یک فرایند خاص، و همچنین اطلاعات رد و بدل شده را بررسی می کند. به این ترتیب، تجزیه و تحلیل فرایندهای تجاری جنبه ای از مفهوم بزرگتر مدیریت فرایند کسب و کار است.

چه زمانی تجزیه و تحلیل فرآیند کسب و کار ضروری است؟

دلایل مختلفی وجود دارد که چرا سازمانها باید تجزیه و تحلیل فرایندهای تجاری را انجام دهند. هر سازمانی باید بطور معمول فرآیندهای خود را ارزیابی کند تا فرصت های بهبود را شناسایی کند. تغییرات تکنولوژیکی و نوآوری های رقبا می تواند منجر به فرایندهایی شود که منسوخ شده و سازمان را در نقطه ضعف رقابتی قابل توجهی قرار دهد. سازمانها باید قبل از معرفی هرگونه فناوری جدید مانند اتوماسیون در فرآیندهای خود، تجزیه و تحلیل فرایندهای تجاری را انجام دهند.

شواهدی از تنگناها در فرآیندهای موجود نیز نشانه ای است که تجزیه و تحلیل فرایندهای تجاری ضروری است. این موارد شامل مواردی مانند تأخیرهای مکرر، شکایات مشتریان و سردرگمی سهامداران و/یا کاهش بهره وری است.

تجزیه و تحلیل فرایندهای تجاری شامل ۶ مرحله است:

  1. اهداف خود را مشخص و تعریف کنید.
  2. فرآیند مورد تجزیه و تحلیل را مشخص کنید.
  3. جمع آوری اطلاعات.
  4. فرآیند را ترسیم کنید.
  5. فرآیند را تجزیه و تحلیل کنید.
  6. پتانسیل بهبود فرآیند کسب و کار را مشخص کنید.

انجام تجزیه و تحلیل فرایندهای تجاری

  1. اهداف را مشخص و تعریف کنید

این اولین قدم شامل شناسایی آنچه شما امیدوار هستید با انجام تجزیه و تحلیل به آن برسید. شاید شما بخواهید درک بهتری از یک فرایند تجاری خاص در سازمان خود کسب کنید. یا تلاش های شما ممکن است بخشی از یک ابتکار بزرگتر باشد مانند ادغام اتوماسیون در تمام فرایندهای سازمانی. بطورکلی اهداف موثر عموماً از مخفف SMART پیروی می کنند، زیرا اهداف خاص ، قابل اندازه گیری، دست یافتنی، مرتبط و محدود به زمان هستند.

  1. فرآیند را شناسایی و تعریف کنید

آگاهی از اهداف شما به شما کمک می کند تا فرایندهایی را که می خواهید تجزیه و تحلیل کنید شناسایی کنید. یک مکان خوب برای شروع، فرایندهای مهم تر تجاری یا جنبه های سازمان شما است که عملکرد ضعیفی دارند. نقاط شروع و پایان خود را مشخص کنید تا مطمئن شوید که دامنه تجزیه و تحلیل شما چندان گسترده نیست.

  1. جمع آوری اطلاعات

در این مرحله شما می خواهید تیم خود را جمع کنید. شامل ذینفعانی که در طراحی فرایند کسب و کار شما نقش دارند، شود. آنها بیشترین اطلاعات را خواهند داشت و می توانند مسائل و تنگناها را شناسایی کنند. با تیم خود مصاحبه ها و جلسات طوفان فکری انجام دهید. همه منابع اطلاعاتی موجود را مرور کنید. تا آنجا که می توانید اطلاعات جمع آوری کنید، درک بهتری از این روند به شما ارائه می دهد.

  1. فرآیند آن را ترسیم کنید

نگاشت فرآیندهای تجاری یک ابزار برنامه ریزی و مدیریت است که بطور بصری تمام جنبه های یک فرآیند را به تصویر می کشد. نگاشت فرآیند می تواند به سادگی ترسیم یک نمودار جریان روی یک تکه کاغذ باشد. نکته مهم این است که نقشه شما روند را به روشنی و به راحتی دنبال می کند.

همچنین می توانید از نرم افزار گردش کار برای طراحی نقشه های دقیق فرآیند کسب و کار استفاده کنید. استفاده از نرم افزار به سادگی کشیدن و رها کردن کارها در داشبورد، برای استفاده است.

  1. فرآیند را تجزیه و تحلیل کنید

این مرحله شامل تجزیه و تحلیل فرآیند به منظور تشخیص ناکارآمدی ها و زمینه های بالقوه جهت بهبود فرآیند است. این مرحله تمرکز بر موارد زیر دارد:

  • اجزای اصلی تجزیه و تحلیل فرایندهای تجاری: این موارد شامل مواردی مانند تعامل با مشتری، فعالیت هایی که ارزش بالایی می دهند و مکان هایی که اطلاعات در آن رد و بدل می شود ، می باشد.
  • تنگناها و/یا دلایل دیگر تأخیر
  • اجزای ناکارآمد یا اسراف کننده

همچنین می توانید از روش های زیر برای شناسایی مشکلات و مکان هایی برای بهبود فرآیند استفاده کنید:

  • تجزیه و تحلیل ارزش افزوده
  • تحلیل علل ریشه ای

تجزیه و تحلیل فرایندهای تجاری با ارزش افزوده شامل بررسی هر جنبه ای از یک فرایند برای تعیین اینکه آیا ارزش افزوده در سطح فرایند و/یا سطح سازمانی است یا خیر. نقشه های فرآیندی شما در این زمینه و اطلاعاتی که در مرحله سوم جمع آوری کرده اید مفید خواهند بود.

تجزیه و تحلیل علل ریشه ای دلایل یک مشکل و همچنین راه حل های احتمالی را بررسی می کند. به عنوان مثال ، یک فرآیند برای مشتری جدید با نیروی کار زیاد که از مقدار نامتناسب منابع انسانی استفاده می کند. راه حل این است که فرآیند را از طریق یک پلت فرم نرم افزاری BPM  با کمترین کد، خودکار کنید.

هنگامی که همه جنبه های فرایند را مرور کردید ، آماده بررسی و پیاده سازی بهبود فرآیندهای تجاری هستید.

  1. پتانسیل بهبود فرآیند کسب و کار را مشخص کنید

در آخرین مرحله ، به اهدافی که در ابتدا مشخص کرده اید بازگردید. هرگونه پیشرفت در فرآیندهای شما باید این اهداف را بیشتر کند. یافته ها و توصیه های خود را با ذینفعان بحث کنید. بازخورد آنها را دریافت کنید. طوفان فکری کرده و تمام راه حل های ممکن را کشف کنید. در نظر بگیرید که چگونه هر راه حل بر سازمان شما در کوتاه مدت و بلند مدت تأثیر می گذارد.

 

منابع:

www.processmaker.com

www.kissflow.com

www.tfig.unece.org

نکاتی که باید در خرید BPMS به آنها توجه داشت

مدیریت فرآیند محور

فرآیند

فرآیند عبارتست از یک سری فعالیتهای مرتبط به هم که برای رسیدن به هدفی خاص انجام می شوند. فرایند را می توان یک زنجیره ارزش دانست که هر مرحله (هر دانه زنجیر) ارزشی به مرحله قبل می افزاید. بنابراین،فرایندهای کسب و کار عبارتند از فعالیتهای اساسی در سازمان که محدود به مرزهای وظیفه ای نیستند و منابع انسانی، مهارتهای مدیریتی و فناوری را به منظور تمرکز سازمان بر استراتژی ایجاد ارزش برای ذینفعان و بخصوص مشتریان به هم مرتبط می کنند.

اطلاعات بیشتر

BPMS چیست؟

مفهوم Business Process Management System رویکردی سیستماتیک در مدیریت و بهینه سازی فرآیندهای کسب و کار در جهت بهبود کارایی کسب و کار و تسریع در اجرای عملیات در سازمانها است که قابلیت خودکارسازی و مکانیزه کردن و اعمال تغییرات در فرایندها با حداقل برنامه نویسی را دارد. این سیستم قادر به یکپارچه سازی تمام نرم افزارهای سازمان و الکترونیکی نمودن خدمات سازمان است.

BPMS سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا مراحلی چون مدلسازی (طراحی)، سازماندهی و مدیریت فرایندهای داخل و خارج سازمانی را به سادگی و با سرعت بسیار بالا، همراه با حفظ یکپارچگی، به انجام رسانند.

یک BPMS می تواند شامل بخش های زیر باشد :

  • فرم‌‌‌ساز
  • گزارش‌ساز
  • سامانه مدیریت فرآیند کسب و کار
  • سامانه مدیریت قوانین
  • سامانه مدیریت گروهها و نقشها
  • سامانه مدیریت میز کار

مزایای استفاده از نرم افزار BPMS

  • مستندسازی و تعریف فرآیندها
  • خودکار سازی اجرای فرآیندها
  • شناسایی فرصتها و بهبود فرآیندها
  • حذف فعالیتهای غیر ضروری
  • کنترل کارایی فرآیندهای در حال اجرا
  • همکاری مشتری ها و شرکا در فرآیندهای تجاری
  • کاهش منابع مورد نیاز
  • افزایش هماهنگی
  • افزایش سرعت اجرای سیکل فرآیندها
  • افزایش رضایتمندی مشتری
  • یکپارچگی کسب و کار
  • پاسخ منعطف به تغییرات
  • بهینه سازی زمان
  • مدیریت کیفیت بهره وری و سودمندی
  • تمرکز بر مشتری
  • رضایت کارکنان
  • پایداری

سیستم مدیریت فرایند کسب و کار هوشمند(iBPM) ، آینده کسب و کار دیجیتال

در مقالات قبلی به طور مفصل درباره مفاهیم BPM و BPMS صحبت کردیم.
گفتیم که BPM،  مدیریت مراحل مختلف چرخه حیات فرآیند همانند شناسایی و اکتشاف، مدل‌سازی، تجزیه‌وتحلیل، بازطراحی و بهبود فرآیندها و … بدون درگیر شدن با جزئیات فنی پیاده‌ سازی نرم‌ افزاری فرآیند را  فراهم  می کند.
همچنین BPMS که رویکردی سیستماتیک در مدیریت و بهینه‌سازی فرآیندهای کسب‌وکار در جهت  بهبود کارایی کسب‌وکار و تسریع در اجرای عملیات در سازمان‌ها است، که قابلیت خودکارسازی و مکانیزه کردن و اعمال تغییرات در فرآیندها را با حداقل برنامه‌نویسی فراهم می‌کند. این سیستم قادر به یکپارچه‌سازی تمام نرم‌افزارهای سازمان و الکترونیکی نمودن خدمات سازمان است.
حال در این مقاله، می خواهیم به شرح iBPM و iBPMS بپردازیم:

iBPM چیست؟
iBPM  بر اساس مدیریت فرایند کسب و کار هوشمند بنا شده است. iBPM ، از ابزار بزرگ و قدرتمندی مثل BPM استفاده می کند و به وسیله هوش (Inteligence) هایی همانند ابزارهای محاسبات  ابری (Cloud Computing) ، پردازش رویداد (Event Processing) ، مدل سازی تصمیم گیری بلادرنگ(Real-Time Decision Modeling)  و Crosslinking آن را قدرتمندتر می سازد.به عبارت ساده تر، iBPM از BPM پیشی گرفته و یک محیط تکنولوژی پویا بر مبنای افزودن ارزش دانش(Value-Added knowledge)  ارائه می کند.

اطلاعات بیشتر